تبليغاتX
این روزها...

ردیف موسیقی ایران مجموعه قطعه­های موسیقی­ست که به صورت طبقه بندی شده و منظم در آمده است. این قطعات موسیقی و چگونگی طبقه بندی آنها در کنار هم دارای حالت (هویت) خاصی هست که شکل موسیقی ایرانی را به دست می­دهد. در موسیقی ایرانی به هریک از این قطعات موسیقی «گوشه» می­گوییم. هر گوشه علاوه بر ساختار موسیقایی، از لحاظ حسی که برای شنونده ایجاد می­کند هم تقریبن مستقل و متمایز هست.

در طبقه بندی ردیف، گوشه ها را به هفت دسته اصلی تقسیم می­کنند. که به هریک از این دسته­ها «دستگاه» می­گوییم. تفاوت اصلی دستگاه ها در چگونگی گردش نت هاست؛ یعنی اینکه با چه نت ­(صدا) یی آهنگ آغاز می­شود، چه مسیری را طی می­کند و در چه صدایی توقف می­کند (فرود می­آید). از لحاظ حسی هم می­شود دستگاه ها را از هم تشخیص داد که البته کار ساده ای نیست. حال اگر در یک دستگاه حالت اصلی را حفظ کنیم و مثلن فقط صدای اصلی آهنگ را تغییر دهیم، حال و هوای آهنگ عوض می­شود و زیر شاخه هایی در دستگاه ها ایجاد می­شود که به آن «آواز» یا «مایه» می­گوییم. شکل زیر هفت دستگاه موسیقی و مایه های مربوط به آنها را نشان می­دهد. بنابراین گوشه ها را اینطور می­شود نام برد؛ گوشه کرشمه در دستگاه ماهور، گوشه شکسته در آواز بیات ترک و ....

از آنجا که تا قبل از دوره قاجار موسیقی ایرانی کمتر به رشته تحریر درآمده است، بسیاری از آهنگ هایی که شفاهی در بین اساتید موسیقی بوده امروز فراموش شده است. بیشتر دانش ما درباره موسیقی ایرانی هم مربوط به تلاش افرادی است که پس از دوره قاجار موسیقی ایرانی را توسعه داده اند.

 

+ نوشته شده در  Fri 14 Dec 2007ساعت   توسط روزبه  | 

خود را عریان به تو نشان دادم

اما

تو رفتی توی فکر

دانستم که ما به درد هم نمی­خوریم

تا در فکر بودی تنهاییم را برداشتم و               رفتم

 

+ نوشته شده در  Mon 10 Dec 2007ساعت   توسط روزبه  | 

ديشب شبكه آموزش يك برنامه جالب ­ در مورد زندگ‍‍ی پرندگان نشان م‍‍ی­داد. بخش‍‍ی از برنامه در مورد چگونگ‍‍ی بقاي نسل پرنده ها بود. ب‍‍یشتر پرنده ها دو يا چندتا تخم م‍‍ی­ذارن اما تعداد كم‍‍ی از اين تخم ها به سن بزرگ سال‍‍ی م‍‍ی­رسند. مثلن پل‍‍یكان ها 3 تا تخم م‍‍ی­ذارن. جوجه اي كه از همه زودتر سر از تخم در آورد از بقيه قوي تر و جوجه سوم از همه ضع‍‍یف تر هست. به تدريج كه جوجه ها بزرگ م‍‍ی­شوند، ن‍‍یازشون به غذا ب‍‍یشتر م‍‍ی­شه و والدين نمي­توانند جوابگوي هرسه جوجه باشند. و از طرف‍‍ی جوجه كوچكتر كمتر م‍‍ی­تونه از غذا استفاده كنه و ضع‍‍یف تر م‍‍ی­شه. و در نهايت جوجه هاي قوي تر اون را از لانه ب‍‍یرون م‍‍ی­اندازند. در اينجا كار اين جوجه تمومه. چون والدين براي جوجه روي زم‍‍ین غذا نم‍‍یارن. و اغلب براي جوجه دوم هم هم‍‍ین اتفاق م‍‍ی­افته. و تنها جوجه اول باقي م‍‍ی­ماند. حالا اين سوال مطرح م‍‍یشه كه چه دل‍‍یل‍‍ی داره كه 3 تا تخم گذاشته م‍‍یشه؟ توي برنامه جواب اين سوال هم گفته شد.  به خاطر خطرات‍‍ی كه وجود داره، تعداد تخم­ها ب‍‍یشتره تا احتمال بقاي نسل ب‍‍یشتر باشه. و يا يك پرنده ديگه به نام چلنگر كه شب‍‍یه به اردك هست هفت-هشت جوجه به دن‍‍یا م‍‍یاره. گاه‍‍ی كه ته‍‍یه غذاي ا‍‍ین جوجه ها (كه از بدو تولد شنا م‍‍ی­كنند) سخت م‍‍ی­شه، مادر يك يا چندتا از جوجه­هايي را كه تقاضاي زيادي براي غذا دارن را به شدت م‍‍ورد حمله قرار مي­ده تا حدي كه اگر به اندازه كافي قوي نباشند م‍‍ی­م‍‍یرند. دليل اين كار پرنده مادر هم تنها اين هست كه در نهايت بقاي 2 يا 3 تا از اين جوجه ها تضمين بشود.

از ديشب گاه و بي­گاه كه به اين رفتار طبيعت فكر مي­كنم، به نظرم جالب مياد. در سطوح ابتدايي تر تكامل موجودات ضعيف تر محكوم به نابودي اند اما در جامعه انساني كه در مراحل بالاي تكامل قرار داره، افرادي كه ناتوان ترند اغلب مورد حمايت قرار مي­گيرند و بسياري معتقديم كه اونها اگرچه ممكنه توانايي هاي عمومي را نداشته باشند اما توانايي هايي منحصر به خود دارند. اما آيا ما انسان ها واقعن از كنترل طبيعت كه تنها به دنبال بقاست آزاد شديم؟

ياد يكي از پست هاي پسرفهميده در اين مورد افتادم. و اين چند جمله :

 

« ... به‌طور خلاصه ما برای بقا طراحی شده‌ایم. من میل جنسی دارم چون ژن‌های من این را دوست دارند. اگر من میل جنسی نداشته باشم و تولید مثل نکنم، آن‌ها نابود می‌شوند. بنابراین، ما ماشین‌های انتقال ژن هستیم. ولی ماشینی که روزبه‌روز پیچیده‌تر می‌شود.  تا بتواند وظیفه‌ی خود را با دقت بیش‌تری انجام دهد.»

 

اون روز به نظرم اين نظر خيلي خلاقانه بود ولي خيلي ساده شده. اما الان به نظرم چندان ساده هم نيست.

 

و توي پرانتز ... يادم باشه تولدم مبارك. البته دلم نميخواد اين يكي فقط تولد يك ماشين انتقال ‍ژن باشه

 

+ نوشته شده در  Sat 1 Dec 2007ساعت   توسط روزبه  |