چندوقت پیش، از طرف معاونت فرهنگی فدراسیون فوتبال ایران دستوری داده شد که بنابر آن بعضی بازیکنهای لیگ برتر میبایست مدل ریششان را عوض کنند. ظاهرن این دستور برای ایجاد فضای فرهنگی متناسب با هنجارهای اخلاقی جامعه صادر شده است.
اگر فرض کنیم که بازیکنهای فوتبال ممکن است الگوی جامعه قرار بگیرند، بنابراین نقد رفتار آنها میتواند مهم باشد. اما من فکر میکنم این افراد به هیچ وجه الگوهای قابل توجهی برای افراد جامعه نیستند. برای این حرفم یک دلیل دارم؛ بازیکنهای ما در مقایسه با بازیکنهای دنیای فوتبال در مکان قابل توجهی قرار نمیگیرد، و اگر بنابر الگوبرداری باشد بازیکنهای بسیار قابل توجهی در دنیا هستند.
هزار سال گذشت
هزار
بهار
هیچ شکوفه گیلاسی نرست
و هیچ دیواری پشت خود را ندید
احساسات من
و که واژه مرگ را
که مستحق شنیدش-اند است
هنوز بر سر هزار در باز و بسته
ایستاده اند
که هنوز گواهی میدهند
کسی از آنها عبور نکرده است
هزار سال ...
مگر رنجی
که سر حوصله
هر از چندی میآید و
تا سر از زخم عمیقی میگشاید بگشاید
رنجی
که انتقام همهی رنج هاست
شبیه تاوان جنایت کسی
که به اشتباه شیشه ودکا را به جای نوشابه سرکشیده
و تو میپرسی: مگر ممکن است؟
ممکن است
بوی گند مردار در دهان باد تکبیر بگوید
هیچ چیز غیرممکن نیست
ممکن است سامری راست گفته باشد
حتا
و اگر جز این است
بگو چرا هیچ شکوفه گیلاسی نرست؟